تعجب میکنم!!!

 

 

دستانم دیگر در جیب بارانی ات

 

 

جای نمیگیرد..!

 

 

 

 

حالا...

 

 

 

 

در عاشقی مان

 

 

 خیلی ها شریک شده اند...

/ 4 نظر / 5 بازدید
شبنم

فرصتی نیست شاید ان لحظه ی پرواز پرید پرنده ی در کنار اسمان رفت صدای مرگ را شنید تنی افتاده بر دریا به روی اب می رقصه کنار این همه ساحل کسی نیست به یاد ان باشه

nahid

من اینجا بس دلم تنگ است و هرسازی که می بینم بدآهنگ است بیا ره توشه بردار یم قدم در راه بی برگشت بگذاریم ببینیم آسمان هرکجا آیاهمین رنگ است؟ {مهدی اخوان ثالث}

هرپس تناسلی

عشق یعنی مغز بیست هزار تخمه ی آفتاب گردان را میان قوطی کبریت ریختن! عشق یعنی از یکدگر آویختن،وقتی تمام جهان در راه است و ول است و رهاست!