بهاریخ زده

      "اینجازمستان است"

دستانم...!

آن دوشاخه کهنه رامیگویم که دربرابرت همیشه تسلیم,بالابوده اند!

دستانم, آن دوآشنای دیرین

که به جای تو

به جای زندگی

تنها زانوان شکسته ام رامی پوشانند!

دستانم آن دستان پرغرورکه ترس تورامی شناخت

که دست تورامی فشارد,

بارفتنت یخ زد!!!

اینجابهاری نیست

آغوشی نیست

اینجازمستان است.....

 

میدونم بهاره وهمه چیزخوبه اما هنوز هم ابرهای پاییزدر دل من می گریند,امیدوارم هممون تعطیلات باآرامش وخوبی روداشته باشیم..

/ 2 نظر / 8 بازدید
محسن

سلامی به گرمی اش رشته که روش با پیاز نوشته مرامت منو کشته وبت خیلی زیباست فقط اگه خواستی به من هم سر بزنی یه بار نباشه همیشه بیا بای[گل]

مازیار

من با دو کلام، دو حرف، دو گونه راز، گفتگوی عشق را زمزمه میکنم، حرفی ساده برای شما...