غیر منتظره...

گاهی وقتا شده آروزی مرگ کنی!؟؟و دیروز کسی از دنیا رفت که من او را می شناختم به پاکی و یگانگی!!و حال مرگ را شناختم آنزمان که به جای تسلی با دستان سنگینش بر شانه های دخترک یتیم می کوبید.....! 

امیدوارم خدا به خانواده ی این عزیز صبر بده.

/ 2 نظر / 5 بازدید
طلوع سپیده

حانیه عزیزم مرگ وقتی میاد که ما با سرعت باد ازش دور میشیم... همه ی پست ها رو خوندم.جبران مدتی که نبودم.خیلی خیلی زیبا بود و سرشار از احساس.من مطمئنم با کمی تلاش و مطالعه میرسی به جایی که باید برسی دوستت دارم گلم[گل]

fatemeh

bloge ghashangi dari movaffagh bashi